|
|
|
|
|
ترجمه ویدا اسلامیه اوایل شهریور منتشر خواهد شد
طی تماس با انتشارات کتابسرای تندیس، ناشر صد در صد رسمی کتاب های هری پاتر در ایران، مطلع شدیم ترجمه خانم ویدا اسلامیه در اوایل شهریور ماه منتشر خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 1:4 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 3:2 توسط علیرضا دهشت
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
![]() ![]() ![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 3:29 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
قسمت اول : دانلود از سرور 1 |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 1:56 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 13:35 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 13:35 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
قد: یک متر و شصت و پنج سانتی متر زندگی نامه: اما شارلوت دوئر واتسون در آکسفورد (آکسفوردشایر) انگلستان در 15 آوریل 1990 (26 فروردین 1369) به دنیا آمد. در مدرسه نقش های زیادی را بازی کرده است مثل "آرتور: سال های جوانی" و "شاهزاده خوشحال". به علاوه این بازی ها، اما در بسیاری از مدرسه ها، "مسابقه شاعری دیزی پرات " را هم انجام داده بود، که در آن نفر اول شد در صورتی که فقط هفت سال سن داشت. هری پاتر و سنگ جادو (سال 2001) اما را جهانی کرد. رقابت با دخترانی که خواستار نقش هرماینی (هرمیون) گرنجر بودند، و امایی که اصلا انتظار نداشت برای این نقش انتخاب شود، سرنوشت وی را تغییر داد. جدا از عالم سینما، اما از بازی هاکی خیلی لذت می برد و به بحث و گفتگو هم علاقه خاصی دارد. موهای اما قهوه ای است. ولی رنگ موی طبیعی اش بلوند است. او در یکی از جشن های هالووین لباس ساحره ای را پوشیده بود و اصلا فکرش را هم نمی کرد که چند سال بعد باید نقش دختر ساحره ای را در هری پاتر بازی کند. نام والدین او ژاکلین و کریس است. هر دوی آنها وکیل هستند و از هم جدا شده اند. اما با مادر و برادر کوچکترش آلکس زندگی می کند. الگوی او در بازیگری جولیا رابرتز، گولدی هاون، جان کلیز و سندرا بالک است |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 12:14 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:28 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:25 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاصه ی داستان هری پاتر 7
داستان از خانه ی لوسیوس مالفوی آغاز می شود.جایی که لرد ولدمورت و مرگخواران نقشه ی قتل هری پاتر -در هفدهمین سال تولدش ,را به دلیل بی اثر شدن جادوی آلبوس دامبلدور , می کشند.. در این کتاب درباره گذشته دامبلدور به این حقیقت پی می بریم که پدر دامبلدور (پرسیوال) جنون مشنگ آزاری داشته و در آزکابان (زندان جادوگرها مرده است )... در همین حال هری بهمراه رون و هرمیون به دنبال جانپیچ های ولدمورت (گنجینه هایی که ولدمورت تکههایی از روح خود را در آن ها برای رسیدن به جاودانگی گذاشته است) ماجراهایی را دنبال می کنند که به کشته شدن بعضی از شخصیتهای اصلی داستان می انجامد و در این راه هری به راز وسیلههای مرگباری که صاحبش را به قدرت ارباب مرگ بودن می رساند پی میبرد که آن ها از ۳ چیز تشکیل شده اند: · چوبدستی ارشد · سنگ زندگی مجدد · شنل نامرئی که البته شنل نامرئی مورد نظر همان شنلی است که از پدرش به او ارث رسیده است. . از اتفاقهای جالب این کتاب این است که مشخص میشود اسنیپ شخصیت منفوری نیست، بلکه در واقع طرفدار دامبلدور بوده که خود را در میان طرفداران لرد سیاه جا زده بوده تا محفل ققنوس را از نقشهها با خبر کند. اسنیپ برای بدست آوردن مالکیت چوبدستی ارشد کشته می شود و به هنگام مرگ خاطرات خود را به هری منتقل می کند. و در اینجاست که هری می فهمد علاوه بر اینکه اسنیپ همواره طرفدار او بوده, مادر هری را هم از صمیم قلب دوست داشته و در واقع عاشقش بوده است وبعلت عشق به مادر هری سپرمدافع او یک گوزن ماده بوده است. غیر از اسنیپ تعداد زیادی هم در این قسمت کشته می شوند از جمله : هدویگ جغد هری ,الستر مودی ,فرد ویزلی ,ریموس لوپین , نیمفادورا تانکس و ....فصل آخر به رودررویی هری و دشمن اصلیش (لرد ولدمورت) می پردازد.. و در پایان ۱۹ سال بعد هری پاتر و جینی ویزلی با هم ازدواج کرده و سه فرزند به نامهای " جیمز , آلبوس-سوروس و لیلی" دارند.هرمیون گرانجر و رون ویزلی هم با هم ازدواج کرده و 2 فرزند دارند. و هری که پدر خوانده فرزند لوپین است , او را به فرزند خواندگی قبول می کند(تدی لوپین).. و کتاب با این جمله تمام میشود "و در این ۱۹ سال زخم هری هیچگاه او را اذیت نکرد.همه چیز خوب بود.. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 1:49 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 1:27 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 2:0 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 22:6 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 22:5 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:6 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:4 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:2 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:1 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
harry potter |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 1:37 توسط علیرضا دهشت
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 1:10 توسط علیرضا دهشت
|
|
||